مصاحبه

جانباز یعنی از جان گذشتگی

اشاره:  جانباز با هدف و عشق به شهادت و شاید با این امید که هرگز به مادون برنگردد، پاى در میدان ایثار و جانبازى نهاده و براى رفع نیاز روحى و کشش الهى دست از نیازهاى مادون کشیده است این جملات گفته های جعفر آخوندی جانباز 5درصد که در جبهه های حق علیه باطل در عملیات کربلای 5 1365 در منطقه شلمچه حضور داشته و از ناحیه ریه و پشت سر دچار آسیب شده و به درجه جانبازی نائل گردیده ایشان  حدود 24سال است که در بیمارستان کوثر در قسمت ها و واحدها مختلف از جمله آشپزخانه ، انتظامات و الان در قسمت تلفنخانه مشغول به کارمی باشند. در ادمه به مناسبت فرارسیدن ولادت حضرت عباس(ع) و روز جانباز گفتگویی را با ایشان ترتیب داده ایم که به آن اشاره می کنیم:

باسلام و ضمن تبریک پیشاپیش ولادت حضرت عباس(ع) وروز جانباز به شما و کلیه همکاران و جانبازان عزیز بیمارستان کوثر

لطفا شرح وظایف در واحد تلفنخانه را بیان بفرمایید.

بنده هم سلام دارم خدمت شما 

شرح وظایف در واحد تلفنخانه خوب از اسمش مشخصه که سروکار داشتن با تلفن و شماره تلفن و نیز انجام امورات محوله ازقبیل گرفتن شماره تلفن پزشکان و وصل کردن به بخش ها ، پاسخ گویی به تلفن  و راهنمایی ارباب رجوع به صورت تلفنی و حتی گاهی اوقات در مواقع اورژانسی پیج کردن پزشکان و یا پرسنل و نیز ارسال فکس اورژانسی به مراکز درمانی و ادارات دیگر

نظرتون در مورد طرح تحول  نظام سلامت

با توجه به اجرای طرح تحول نظام سلامت ، رایگان و ترویج زایمان طبیعی و افزایش قیمت زایمان در مراکز خصوصی مراجعات به این بیمارستان زیاد شده و خوب به طبع هم  زنگ خور هم زیاد که گاهی اینقدر شلوغ میشه که در مواقعی  کار از عهده یک نفر خارج شده ولی خوب با اجرای این طرح تآثیراتی هم در طرح کارانه ما هم داشته که خدارو شکر

چون شما در واحد تلفنخانه هستید حتما خاطراتی هم دارید بی زحمت یک خاطره زیبا بفرمایید

خاطرات که زیاد است ولی یادم میاد شبی یک مریضی بسیار بد حال بود که حدودا تا ساعت 00/3 بامداد رزیدنت ها تماس می گرفتند و در خواست تماس با پزشکان دیگر را داشتند یادمه که آن شب من حدودا برای این بیمار 30الی 40 بار فقط با پزشکان دیگر تماس داشتم وقتی صبح آن روز پیگیر حال بیمار شدم که متوجه شدم حال بیمار بهتر شده خدارو شکر کردم که من تونستم برای این بیمار کاری بکنم و در ثواب آن شریک باشم

خوب از فضای کار خارج بشیم و بریم سراغ خاطرات جبهه

خاطرات زیاد است اما یادم میاد که یک شب قبل از عملیات تمام  رزمنده ها دور هم جمع شدیم که یکی از  بچه ها حنا درست کرد و گفت که فردا شب عروسی داریم و امشب هم حنابندان است همگی دستمان حنا گذاشتیم  و خیلی هم خوشحال شدیم و شب بسیار خاطره انگیزی بود و فرداشب هم  برای  عملیات رفتیم و عملیاتی موفقیت آمیزی داشتیم.

جناب آخوندی نام  همرزم ها و  شهدایی  که در کنار شما در جبهه حضور داشتند را بفرمایید.

ما در جبهه افتخار داشتیم در کنار خیلی از شهدا و عزیزان باشیم و شهدایی که با هم در عملیات ها حضور داشتیم شهید حاج ولی ا... سعیدی، شهید محمد لشگری ، شهید داوود آخوندی ، شهید سلمان رسولی ، شهید کریم فتاحی ، شهید ابوذر گروسی و شهید فیروزی که فرمانده گروهان ما بودند

آیا همرزمی هم در آغوش و یا در کنار شما شهید شدند

بله ، با تمامی شهدایی که نام برده شد افتخار همرزمی را داشتم و نیز شهید کریم فتاحی که آرپی جی زن گروهان بود و بنده هم به عنوان امدادگر در کنار ایشان حضور داشتم که ایشان سنگر دشمن را هدف قرار دادند ولی به محض اینکه آماده تیراندازی شده  از ناحیه پای راست مجروح شد که بنده بلافاصله پای ایشان را با وسایل و چفیه ای که همراه داشتم به طور موقت بسته و گفتم که به عقب برگرد ولی کریم از این کار امتناء کرد و گفت که ما برای آبروی امام و حفظ ناموس خود آمده ایم و برگشت ما یعنی خیانت به امام و کشور و نیز ایشان بازهم آرپی جی را برداشت و ایستاد و پس از تیر اندازی به طرف سنگر دشمن گلوله ای سینه این بزرگواررا مورد هدف قرار داد که کریم چندین بار مرا صدا زد و بنده هم فتاحی را در آغوش گرفته که همان جا شهادتین را به زبان آورد و در آغوشم جان داد و شهید شد. روحش شاد و یادش گرامی باد

باتشکر از این که وقت خودتون رو در اختیار ما گذاشتید.                                       

                  روابط عمومی بیمارستان کوثر

                       محمد کشاورزصالح    

 
امتیاز دهی